ابو القاسم سلطانى
88
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
مىدهد تا بخوريد . . . هركس به قدر خوراك خود از اين بگيرد . . . زنهار كس چيزى از اين تا صبح نگاه ندارد لكن به موسى گوش ندادند بلكه چيزى از آن تا صبح نگاهداشته كرمها بهم رسانيده متعفن گرديد " به دستور حضرت موسى روز ششم به ميزان دو برابر مان جمع نموده تا براى سبت مقدس ذخيره نمايند و بر آتش پختند و يا در آب جوشانده و تا صبح ذخيره كردند نه متعفن گرديد نه كرم در آن پيدا شد ( سفر خروج باب 16 ) . " منّ " مثل تخم گشنيز [ به رنگ زرد مايل به سبز ] بود و به شكل مقل [ قطعاتى بىشكل تودهاى ] چون شب نم در وقت شب بر اردو مىباريد " منّ " نيز بر آن مىريخت . . . قوم گردش كرده آن را جمع مىنمودند آن را در آسيا خورد مىكردند يا در هاون مىكوبيدند در ديگها پخته گردهها از آن مىساختند ( سفر اعداد باب 11 ) . با توجه به مراتب فوق و دلايل زير من بنى اسرائيل نمىتواند ترنجبين باشد . 1 - در تورات هيچ ذكرى از اينكه مآن را از درخت جمع مىكردهاند نشده و صراحت دارد كه از روى زمين جمع مىكردهاند . 2 - ترنجبين ملين و مسهل خفيف بوده و حد اكثر مقدار خوراك آن 100 گرم و عارى از مواد پروئيد لازم براى بدن مىباشد . 3 - ترنجبين در اثر ماندن يك شب متعفن نشده و كپك نمىزند و نياز به پختن ندارد . 4 - ترنجبين را در آب حل كرده مىخورند نه آنكه آن را آسياب كرده از آن قرص نان تهيه نمايند . 5 - مان ترنجبين به شكل گلولههاى ريز سفيد متمايل به زرد است درصورتىكه من بنى اسرائيل قطعاتى بىشكل و تودهاى بوده است . 6 - واژه من اسم جمع است نه يك مان بخصوص با آنچه گذشت و اينكه واژه منّ اختصاصا در زبان عربى به نوعى گلسنگ اطلاق مىگردد كه نام علمى آن Lecanora esculenta Evers بوده و از يك قارچ و يك جلبك تشكيل شده است با توجه به مرفولوژى و شرايط زيست محل رويش و خواص غذائى به نظر مىرسد كه منّ بنى اسرائيل همين گلسنگ است كه به فارسى شيرزاد مىگويند چه براى زياد كردن شير مادران در طب سنتى مصرف مىشود . در صحارى گرم و خشك پس از يك بارندگى باقيمانده خشك اين گلسنگ بلافاصله شروع به رشد مىنمايد بهطورىكه پس از چند ساعت مىتوان آن را برداشت نموده به مصرف تغذيه رساند . چادرنشينان و مواشى از اين گلسنگ تغذيه مىنمايند . در سيستان ايران و در صحراى سينا نيز وجود دارد لذا ابر و ريزش باران در اين صحارى سوزان يكى از مواهب الهى است " و ظللنا عليكم الغمام و انزلنا عليكم المن و السلوى " . اما در مورد سلوى در كتاب مقدس آمده است كه گروهى از امت موسى شهوتپرست شده و " گفتند ماهى را كه در مصر مفت مىخورديم و خيار و خربزه و . . . به ياد مىآوريم و الان جان ما خشك شده و چيزى نيست و غير از اين من در نظر ما هيچ نمىآيد خداوند به موسى فرمود قوم را بگو خداوند شما را گوشت خواهد داد تا بخوريد نه يك روز نه دو روز . . . بلكه يك ماه تمام تا از بينى شما بيرون آيد و نزد شما مكروه شود چونكه خداوند در ميان شماست رد نموديد . . . " .